![]() |
![]() |
|
| چه سخت است در میان جمع و حس تنهایی و چه شگفت آور است خندان نگاه داشتن لبها هنگام گریستن قلبها...!! |
|
یه عاشق بی قایق تو دریا اا چشماشو می بنده تو رویااااااا من عاشق بی قایق تو دریاااا می میرم، چشمامو می بندم بی رویا میمیرم میرم و میمیرم آْسوده میشم از عشق میرم و میمیرم جشن تولد مرگم و برای تو زیر آب میگیرم یه زیبا نگاهش به موجا اااا یه عاشق بی ساحل تو دریا اااا پریای دریا من امشب میمیرم از عشقت یه زیبا من امشب میمیرم میرم میمرم آسوده میشم از عشق میرمو میمیرم جشن تولد مرگم و برای تو زیر آب میگیرم یه عاشق من عاشق بی قایق تو دریااااا چشمامو می بندم بی رویاااااا یه زیبا نگاشو چه آروم به موجا می دوزه یه عاشق بی ساحل چه تنهاا تو دریا می سوزه می رم و میمیرم آسوده میشم از عشق میرم و میمیرم جشن تولد مرگم و برای تو زیر آب میگیرم *~(-)$(-)l~*
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 10:53 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
اینو یادت باشه که هیچ کس مثل توبرای من نمیشه ....... دوست دارم تو را نظاره كنم زير پايت پر از ستاره كنم گر بپرسند نازنينت كيست دوست دارم به تو اشاره كنم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 10:46 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
**As**@l**
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 10:6 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
آنکه در تنها ترين تنهايیم تنهايم گذاشت؛
کاش در تنها ترين تنهايیش تنها کسِ تنهايیش تنهایش نگذارد۰۰۰
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 8:50 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
دوست دارم تو جاده ی دل تو بشی خط عبورم رد بشم از مرز عشقت بشکنم روح غرورم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:22 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
بی تو تو این شبای بد گریم دیگه در نمیاد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10:40 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10:32 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
تکیه گاهم همه ای دوست توئی من نگاهم همه ای دوست توئی آنکه دل از من ربوده است توئی وانکه هرلحظه پیش روست توئی آنکه نظرش سوی توبوده است منم وانکه فکر من نبوده است توئی این چنین عاشق مگر پیدا شود آنکه قدرم ندانسته است توئی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 10:10 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 9:40 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 9:26 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
تورا با دیگری دیدم که گرم گفتگوبودی با او آهسته می رفتی سرا پا محو او بودی صدایت کردم و بر من چو بیگانه نگه کردی شکستی عهد دیرین را گنه کردی گنه کردی گناهت را نمی بخشم گناهت را نمی بخشم من از این پس به همه عشق جهان می خندم به هوس بازی این بی خبران می خندم من از آن روزی که دلدارم رفت به غم و شادی این بیخبران می خندم خداحافظ برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 10:9 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
غمینم بی کسم تنهای تنها
روم با عشق تو صحرا به صحرا
چو مجنون سر گزارم بر بیابان منم آواره ای در عشق شیدا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 10:0 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
اخرین شب گرم رفتن دیدمش لحظه های واپسین دیدار بود رو به رفتن بود و من در اضطراب دیده ام گریان دلم بیمار بو د گفتمش از گریه لبریزم مرو گفت جا ناگریز و ناگریز گفتم او را لحظه ای دیگر بمان گفت می خواهم ولی دیر است دیر
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 9:47 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کودکان را دوست داشته باشیم ...!
|
| پیوندهای روزانه |
|
عکسهای زیبا از یانگوم (2) عکسهای زیبا از یانگوم (1) مطالب ورزشی بدمینتون عشقولانه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
عســــــــــــــــــــــل •*´¨`*عســــــــــــــــــــــل•*´¨`*•.¸ |
|
RSS
|