![]() |
![]() |
|
| چه سخت است در میان جمع و حس تنهایی و چه شگفت آور است خندان نگاه داشتن لبها هنگام گریستن قلبها...!! |
|
به نام او که بهترین نام هاست آه ،چه شبها که سکوت فراق از پشت پرده های سیاه عیان می شد چشم ستاره شد و نور ماه درهم شد و محو شد و نهان می شد گویی که آن سیاه آسمان نسیم مست با او در مدارا بود هنوز آنشب نگاه خسته ای ببام خانه های شهر پیدا بود افق خالیست اما من پر از از ابرم درختی در کنار راه می روید در ان سوی چشم انتظاریها درختی در کنارم راه می پوید امشب ستاره ها هم در من چکیده اند امشب به سوی توست دست نیایشم امشب به پارسایی تو دل نهاده ام امشب صفای عشقم و گرمای آتشم نام تو بر لوح قلبم نقش بسته است این خاتم وجود من ارزانی تو باد دانم اگر چه پیشکشی بی ارزش است شعرم به پاس لطف تو قربانی تو باد دریاب مرا دلم ،تا سطح کبود امواج آب شور خشم گرفته، تو را می طلبید ( اما تو را نیافت ) دلم تا آنجایی که ماه ،با گامهای سنگین و غمناک از آسمان بالا می رفت !.... رفت ( اما تو را ندید) پس کجایی ای عشق جاوید من دریاب مرا.......... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 11:44 توسط عســــــــــــــــــــــل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
کودکان را دوست داشته باشیم ...!
|
| پیوندهای روزانه |
|
عکسهای زیبا از یانگوم (2) عکسهای زیبا از یانگوم (1) مطالب ورزشی بدمینتون عشقولانه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
عســــــــــــــــــــــل •*´¨`*عســــــــــــــــــــــل•*´¨`*•.¸ |
|
RSS
|